نون و کچلیکخانهدرباره منسرآغازتماس با من بایگانیآخرین مطالب۹۶/۰۶/۱۱زویا پیرزاد - ۲۹۶/۰۶/۰۷زویا پیرزاد و فیلم بینوایان ...۹۶/۰۶/۰۳زندگی جدید و بسته شدن پرونده ی علوم پایه۹۶/۰۵/۲۹اگه خدا بخواد سفری در راه است ...۹۶/۰۵/۲۴وقتی عادت معنای عشق میدهد!۹۶/۰۵/۱۷ای کنکور لعنتی !۹۶/۰۵/۱۳مثل سایه بود۹۶/۰۵/۰۹وقتی فیزیولوژی برام شیرین میشه:)۹۶/۰۵/۰۷تنهایی!۹۶/۰۵ چشمان سبزش رو به چشم من...
نون و کچلیکخانهدرباره منسرآغازتماس با من بایگانیآخرین مطالب۹۶/۰۶/۱۱زویا پیرزاد - ۲۹۶/۰۶/۰۷زویا پیرزاد و فیلم بینوایان ...۹۶/۰۶/۰۳زندگی جدید و بسته شدن پرونده ی علوم پایه۹۶/۰۵/۲۹اگه خدا بخواد سفری در راه است ...۹۶/۰۵/۲۴وقتی عادت معنای عشق میدهد!۹۶/۰۵/۱۷ای کنکور لعنتی !۹۶/۰۵/۱۳مثل سایه بود۹۶/۰۵/۰۹وقتی فیزیولوژی برام شیرین میشه:)۹۶/۰۵/۰۷تنهایی!۹۶/۰۵ چشمان سبزش رو به چشم من...
نون و کچلیکخانهدرباره منسرآغازتماس با من بایگانیآخرین مطالب۹۶/۰۶/۱۱زویا پیرزاد - ۲۹۶/۰۶/۰۷زویا پیرزاد و فیلم بینوایان ...۹۶/۰۶/۰۳زندگی جدید و بسته شدن پرونده ی علوم پایه۹۶/۰۵/۲۹اگه خدا بخواد سفری در راه است ...۹۶/۰۵/۲۴وقتی عادت معنای عشق میدهد!۹۶/۰۵/۱۷ای کنکور لعنتی !۹۶/۰۵/۱۳مثل سایه بود۹۶/۰۵/۰۹وقتی فیزیولوژی برام شیرین میشه:)۹۶/۰۵/۰۷تنهایی!۹۶/۰۵ چشمان سبزش رو به چشم من...ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال میکنید
برچسب: پیرزاد, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 14:21
در حالی که سرم رو به پشت صندلی تکیه داده بودم داشتم از پنجره اتاقم به بیرون نگاه میکردم . باد برگ های درخت زردآلو رو تکان میداد . صدای تکان خوردن این حجم برگ و صدای لیز خوردن شاخه روی شیشه اتاقم لحظه ای برایم جالب شده بود. همان لحظه که فقط گوش میدادم و این جنبش برگ و باد رو نگاه میکردم. احساس کردم باد ملایمی به صورتم خورد و بوی آشنایی شنیدم . احساس کردم وسط دشت های " خلخال " هستم . یادم به مسافرت چشمان سبزش رو به چشم من...